در این جا می توان به این نکته پرداخت که تمامی راهکارهایی که تا به این جا برای رفع اختلاف نظر گفتیم فقط در سایه آگاهی از شرایطی که به وجود آمده، میسر است. نکته مهم این جاست که بیشتر اطلاعاتی که به هنگام بروز اختلاف بین ۲ نفر رد و بدل می شود، به شیوه غیرکلامی مبادله می شود. مانند حالات چهره، وضعیت بدن و تن صدا و لحن آن. وقتی فرد از چیزی غمگین و ناراحت است، کلمات به ندرت می تواند بیانگر علت ناراحتی او باشد. بنابراین نه فقط از طریق گوش کردن به گفته های طرف مقابل بلکه با ارزیابی رفتار و احساسات مبتنی بر آن می توان به ریشه اصلی ناراحتی و نیازهای وی پی برد.وقتی درمتن یک مشاجره، به علامت های غیرکلامی طرف مقابل با دقت توجه کنیم، می توانیم معنای دقیق گفته های او را دریابیم و به شیوه ای که بر مبنای اعتماد گذاشته شده، نسبت به آن واکنش نشان دهیم و ریشه مشکل را شناسایی کنیم. می توان با صدایی حاکی از آرامش، لمس شانه فرد یا حالات چهره تلاش کرد که یک اختلاف نظر را به یک تعامل دوستانه تبدیل کرد. البته این کار نیازمند هوش هیجانی کافی است، به نحوی که فرد بتواند از آن برای حل مشکل و رفع اختلاف نظر استفاده کند.